خرید بک لینک

http://dizbad38.persiangig.com/%D8%A8%D8%A7%D8%AF%DA%A9%D9%86%DA%A9.jpg

گمان میکنم اوضاع فیزیک و ریاضی ام بیشتر از حد ممکن نابه سامان شده !! یعنی همیشه از ریاضی و فیزیک می نالیدم از اول راهنمایی از بخش آبی کتاب علوم.و ریاضی. در دبیرستان هم گریه میکردم که نمیفهمم !

بیتاب که میشدم مامان میگفت: ناراحت نباش استعداد بعضی چیزها ذاتیست! پدر میخندید: من هم ریاضی خوبی نداشتم. خاطره تعریف میکند... لبخند میزدم.

حالا بیشتر از همیشه اوضاع وخیم شده. آقای شین زحمت میکشد. کلاس فوق العاده میگذارد. میروم سرکلاس 60 تا میفهمم 40 تا نه. ولی 10 تا هم تنهایی نمیتوانم حل کنم...یک کمی سرگیجه گرفتم . در واقع بیشتر ترسید ام. صورت سوال را میخوانم و نمیدانم چه کسی تجربه کرده این حس را که همه ی خاطراتی که در آنها خجالت کشیدم به ذهنم می آید « سر اجرای برنامه " مقام معظَم معلِِم " را گفتم مقام معظِم معلَم! » « سوم دبیرستان یکبار ریاضی 9 شدم ! » « یکبار معلم معارفم جلوی همه به خاطر شلوغ کاری برایم صفر گذاشت » « یکبار آقای ر مرا جلوی 50 تا دختر برده بود پای تخته تا مچم را بگیرد که چطور امتحان را دور زدم(!) (و فهمید) » « ... »

بعد افتخار آفرین * را نگاه میکنم... مثل خوره فیزیک حل میکند.میترسم هیچوقت نتوانم این اوضاع به هم ریخته را منظم کنم... خیلی میترسم!


+ فکر میکنم اگر این 20 روز را خوب ( و خوب تر) درس بخوانم سنجش بیست و دو دی را خیلی خوب بدهم. بیست و چهار دی نتیجه ی کاملش را با خوشحالی دریافت کنم آنوقت عروسی دختر عمویم بیست و نه دی خیلی خوش میگذرد!! ... البته اگر !:*****

+ شروع امتحانات ترم اول مدرسه به سادگی... نگرانی اش در ترس های دیگر گم شده است!!

+ هفت هشت روز دیگر شناسنامه ای 18 ساله خواهم شد. سنی که از کودکی آرزویش را داشتم. اما حالا که در ایران هستیم برای اکثر هجده ساله ها ... خیلی حال و احوال مناسبی نیست فکر میکنم!

* افتخار آفرین دوست ( ِ عزیزم ) مهتاب است که مدام افتخار می آفریند. گاهی هم دکتر صدایش میزنیم اما من از قدیم به او میگفتم افتخار آفرین که هنوز هم هست و امیدوارم باشد.

***** لعیا مرسی ! سوتی بوداااا !!!

EXarisfa.comEX<-m->http://glassbox.blogfa.com/post-114.aspx<-mm->دوم دی<-mmm->

برچسب: نویسنده: ستاره تاريخ: 20 دی 1391 ساعت: 7:50

صفحه بندی