خرید بک لینک
اواخر آذر هستیم.

برای یک داوطلب نیمه ی مراحل درس خواندن است اما برای من اینطور ها هم نیست...

یه کم ِ خیلی زیادی عوض شدم.

حالم که خوش نیست حوصله ندارم. حالم که خوش باشد حوصله دارم و حرف میزنم.

چاق شدم . دوستان که کاری ندارند گاهی غریبه تر ها یادآوری میکنند. ناراحت نمیشوم. فقط یاد قول هایم به خودم می افتم " دُنت وری مهشید... بعد از کنکور وقت پیاده روی های دخترانه با سپیده و با مامان و نیلوفر و حتی تنهایی هم داری! کلی وقت ورزش هم داری!..."

وقتی ناراحت میشوم که درس هایی را که خوانده ام را فراموش میکنم... مثلا یادم میرود که فاکتور داخی معده از کجا ترشح میشود... از درس هایی که هنوز نخوانده ام ناراحت نمیشوم... فقط از فراموش کردن.

امسال که مدام خبر بد میرسد... تحصیل غیر حضوری نداریم ... کنکور آزاد نداریم ... تاریخ کنکور را جابه جا کردند ... معلم های مدرسه با اساتید کلاس ها کنکور جنگ دارند ... با ما هم گاهی اما دیگر عادت کردم.

شاید هم یک کمی سرد شدم...

نمیدانم... شاید هم یک کمی مرده شدم. شاید هم پیر شدم.

شاید هم کمی غمگین و خسته.

درست نمیدانم.

EXarisfa.comEX<-m->http://glassbox.blogfa.com/post-112.aspx<-mm->پرحرفی<-mmm->

برچسب: نویسنده: ستاره تاريخ: 20 دی 1391 ساعت: 7:50

صفحه بندی