خرید بک لینک
فک کنم ساعت دو و نیم شبه... امشب مهمون داشتیم البته به خاطر کنکور من کسی نمیاد خونمون... اما مامان دیشب حالش بد شد. مجبور شد بره درمانگاه و نوار و قلب بگیره و... خلاصه دیشب شب بدی بود امشبم که داییم و خالم اومدن مامانمو ببینن.

مامانم حالش تقریبا خوبه خدارو شکر واقعا الان احساس میکنم چقدر قدرشو ندونستم...

اما حال خودم خوش نیست. دلم میخواد 24 ساعت فرصت داشتم که با آرامش بخوابم. درسته که میشه الانم 24 ساعت خوابید اما کو آرامش ؟ همش تو فکر و خیال اینکه الان رقبای کنکوری چطوری دارن میخونن...

اصلا آرامش و تمرکز ندارم و این یعنی همون مقدار اندک تلاشی هم که میکنم برباد میره... میدونم مشکلم کجاست اما فرصت ندارم حلش کنم. هر روز هفته حتی جمعه ها هم کلاسم و فرصت برای خوندن این همه مطلب و نکته کم دارم.

احساسات بدی توی من شکل گرفته.

پر از نگرانیم.دلم میخواست تجربه داشته باشم اما این اولین باریه که توی یک شرایط آزمون قرار میگیرم اونم بدون هیچ کمکی. من همیشه کمک داشتم. همیشه تو شرایط سخت خانواده یا دوستا دستمو گرفتن ولی میدونم اینبار تنها در مقابل این همه کار و فشار قرار گرفتم.مامان یکبار میگفت اگر میشد من کمکت میکردم بعضی درساتو میخوندم ولی حیف نمیشه... یه کم خنده داره اما من واقعا همیشه به کسی تکیه کردم تو شرایط بحرانی!

نمیدونم همه ی کنکوریا مثل من بودن یا من اینجوریم. پر از احساسات ضد و نقیض! یه روز پر از استرسم یه روز خیلی خوبم! یه روز پر از نا امیدیم یه روز مصمم...

تنها موندم با یه عالمه کار... کارایی که همیشه به بعدا متنقل میکردم! "حفظ فلان جدول ؟" بعدا! " حل تمرین اضافی؟" بعدا! "خوندن جزوه کمکی؟ " بعدا! حالا وقتشه. امروز همون روزیه که باید تستای همون درسی رو که دیروز خوندم بزنم. دیگه نمیشه گفت " حالا بعدا میخونم" بعدا همین الان شده!! 5 ماه دیگه اسفنده.

و 7 ماه دیگه اردیبهشت!! و این یعنی تموم شدن " بعدا ها "

این ساده ترین پسته من توی چند سال اخیره. حتی میتونم بگم این ساده ترین پست منه!

این کلمه ها تموم حس و فکریه که من دارم...

بدون اغراق بدون بازی با کلمات و بدون دلبری در سبک نوشتن!


مهشید هستم... و نصفه شبی از مرکز ثقل احساساتم... کلمه به کلمه درد دل بیرون میکشم.

برای آرامش روحی من... جمیعا صلوات !... نه ببخشید جمیعا دعا کنید!!


EXarisfa.comEX<-m->http://glassbox.blogfa.com/post-110.aspx<-mm->بعدا !!<-mmm->

برچسب: نویسنده: ستاره تاريخ: 20 دی 1391 ساعت: 7:50

صفحه بندی