نه این که از ریسک بدم بیاید ... نه! ذاتا" بلند پروازم...
+این روزها بزرگ تر شدم... از رفتار دیگران ناراحت نمیشوم...فقط از رفتار دیگران یاد میگیرم چه رفتاری را دوست دارم... و هر وقت کاری میکنند که آشفته یا دلگیرم میکند... با خودم میگویم " من این گونه رفتار نمیکنم."
این طور شد که در این هفته فهمیدم:
" انتقام گرفتن _ هرچند کوچک _ اصلا رفتار شایسته ای نیست."
"نباید به کسی گفت «آب از دستت نمیچکه.»"
" سرکار گذاشتن اصلا شوخی با مزه ای نیست."
"شرایط خوب تر خودمان را _ حتی به شوخی _ به رخ دیگران نکشیم."
" به دردو دل دوستم _ حتی جزئی ترین مسائل _ با جان و دل گوش کنم."
" وقتی کسی به خاطر اشتباهی _ هرچند کوچک _ عذر خواهی کرد جمله ی «عادت کردم» اصلا جمله ی مناسبی نیست."
"غریبه ها را به خاطر این که دانسته یا ندانسته راهم را سد کردند سرزنش نکنم"
...
از نظر اخلاقی هفته ی پرباری داشتم! از همه ی دوستانی که کمکم کردند تا اینهارا یاد بگیرم ممنونم.
+ اوضاع و احوال کنکوری بودن بد نیست. تهیه چارت برنامه ریزی برای مهشید ِ درونم هیجان انگیز بود. در اولین روز تجربه اما کمی سخت به نظر رسید.
+ازهمه ی دوستانم که با کامنت هایشان خوشحالم کردند ممنونم.
* عنوان : همتم بدرقه ی راه کن ای طایر قدس که دراز است ره مقصد و من نوسفرم ( حضرت حافظ)
+ تصویری از میزم است وقتی تست های ریاضی را بررسی میکردم

+مهشید ِ کاف هستم که با یه عالمه تجربه جدید - از درون قلبم- احوال اولین ماه های کنکورم رو گزارش میکنم.
+جمعه- 11:40 شب- بیست مرداد 1391 خورشیدی - 10 آگوست 2012 میلادیی - 21 رمضان هجری
برچسب:
نویسنده: ستاره