خرید بک لینک

کودکی پیش خیاطی شاگردی می کرد


روزی از روزها خیاط کاسه ای عسل به دکان آورد و برای اینکه کودک به عسل دست نزند


به او گفت : در این کاسه زهر است ، مراقب باش که از آن نخوری


خیاط دکان را ترک کرد و کودک مقداری پارچه فروخت و مقداری نان گرفت و تمام عسل


را خورد ، وقتی خیاط برگشت سراغ پارچه را گرفت ، کودک گفت اگر قول بدهی مرا نزنی


به تو راست خواهم گفت


کودک گفت : من غفلت و نادانی کردم و دزد پارچه را دزدید و از ترس اینکه مرا بزنی کاسه


زهر را خوردم تا بمیرم ولی تا حالا زنده مانده ام ، حالا دیگر خود دانی

EXarisfa.comEX<-m->http://erfan91.blogfa.com/post/262<-mm->کاسه زهر<-mmm->

برچسب: نویسنده: ستاره تاريخ: 20 دی 1391 ساعت: 7:50

صفحه بندی