خرید بک لینک

پیر و سلطان محمود

سلطان محمود،پیری ضعیف را دید که پشتواره خار میکشد

بر او رحمش آمد گفت:

ای پیر دو سه دینار زر میخواهی یا درازگوشی یا دو سه گوسفند یا باغی که به تو دهم،تا از این

زحمت خلاصی یابی

پیر گفت:زر بده تا در میان بندم و بر درازگوش بنشینم و گوسفندان در پیش گیرم و به باغ روم و به

دولت تو در باقی عمر آنجا بیاسایم

سلطان را خوش آمد و فرمود چنان کردند .

EXarisfa.comEX<-m->http://erfan91.blogfa.com/post/261<-mm->پیر و سلطان محمود<-mmm->

برچسب: نویسنده: ستاره تاريخ: 20 دی 1391 ساعت: 7:50

صفحه بندی